۳۸ روز از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل علیه سرزمین کهنسال ایران می گذرد. جنگی که نه تنها کودکان، زنان، سالخوردگان را در بر گرفت بلکه تمامی طبقات و اقشار
۳۸ روز از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل علیه سرزمین کهنسال ایران می گذرد. جنگی که نه تنها کودکان، زنان، سالخوردگان را در بر گرفت بلکه تمامی طبقات و اقشار
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با شرایط به وجود آمده جنگی، حداقل توقع بازنشستگان تامین اجتماعی از مسوولین و نمایندگان به اصطلاح بازنشستگان در لمکده کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ بازنشستگان گیلانی طبق روال همه هفته در مقابل ادارهکل تامین اجتماعی در رشت گردهم آمدند. خانم ها و آقایانی که از
به گزارش خبرگزاری ها ۴ شرکت پتروشیمی فجر ۱ و ۲ ، امیرکبیر، رجال در منطقه ویژه ماهشهر مورد حمله دشمن آمریکایی اسراییلی قرار گرفته و به دلیل وخامت اوضاع
وقتی به یک کارخانه بزرگ حمله می شود، تنها آهن و بتن فرو نمیریزد، خاموش شدن کورهها در واقع کم سو شدن زندگی هزاران خانواده فرودست است. جایی که دیروز
۳۸ روز از جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسراییل علیه سرزمین کهنسال ایران می گذرد. جنگی که نه تنها کودکان، زنان، سالخوردگان را در بر گرفت بلکه تمامی طبقات و اقشار جهان را نیز درگیر کرده است.
این جنگ تنها علیه مردم ایران نیست بلکه علیه مردم حاشیه خلیجفارس، خاورمیانه، آسیا و جهان است. هر آجری که صدمه می بیند سود آن به جیب کارتل هایی می رود که سالها برای مردم دنیا و منطقه خلیج فارس نقشه های ضدانسانی جهت تحصیل سود بیشتر کشیده اند.
در حال حاضر این جنگ تجاوزکارانه همه مردم جهان را در دورترین نقاط نیز بی نصیب نگذاشته است بویژه در آمریکا و اسراییل نیز مردم محروم کشته و یا صدمه می بینند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران از همه فدراسیون های کارگری به ویژه فدراسیون جهانی اینداستریال، کنفدراسیون سندیکاهای کارگری ITUC ، فدراسیون جهانی سندیکاهای کارگری WFTU انتظار دارد علیه این جنگ خانمانسوز فعالانه شرکت کنند.
خواهران و برادران صلح دوست جهان،
آمریکا نفت و ثروت ایران و منطقه خلیج فارس را می خواهد و اسراییل نیز به دنبال گسترش جغرافیایی خود است. سران این دو کشور جان انسانهای درگیر جنگ را به بازیچه ای تبدیل کرده اند و متاسفانه هیچ یک از قوانین بین المللی را رعایت نکرده به دنبال سرکردگی جهانی هستند، که دیگر یک قطبی نخواهد بود. از شما تقاضا می کنیم افکار عمومی جهان را بر علیه این آدم کشی و نقض قوانین بین المللی، آگاه کنید.
امروز جهان در مقابل این پرسش قرار گرفته است که: در مقابل این نقض خشن قوانین بینالمللی چه واکنشی نشان دهد؟؟ پاسخ هرچه باشد تعیین کننده روابط آینده کشورهای جهان خواهد بود.
*ما معتقدیم افکار عمومی جهان می تواند این جنگ را پایان بخشد.
صلح، نان زحمتکشان جهان است
جنگ، نان و جان زحمتکشان را می رباید.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
۱۸ فروردین ۱۴۰۵ مطابق با ۷ آوریل ۲۰۲۶*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، با شرایط به وجود آمده جنگی، حداقل توقع بازنشستگان تامین اجتماعی از مسوولین و نمایندگان به اصطلاح بازنشستگان در لمکده کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی این بوده و هست که کار روزانه خودشان را در قبال جامعه بازنشستگی انجام دهند نه اینکه به دنبال سر زدن به املاک و مستغلات و کارخانه های خود باشند.
در شرایط کنونی مهمترین موضوعاتی که بازنشستگان درگیر آن هستند:
۱- اطلاع از وضعیت حقوق و مزایا و نحوه پرداخت و زمان پرداخت حقوق در سال جاری
۲- فعال شدن و نظارت به عملکرد بیمارستان ها و درمانگاه های تامین اجتماعی در خصوص پذیرش مطلوب بیماران.
متاسفانه از لمکده کانون عالی بازنشستگان گرفته تا هیات مدیره کانون های بی خاصیت بازنشستگی هیچ صدا و خبری نیست و همگی سکوت مرگ گرفته اند.
البته شاید توقع بازنشستگان از این افراد بی خاصیت و بی عرضه بیش از انتظار باشد، چون پول بی حساب بازنشستگان در دست اینان و نبود نظارت درست بر عملکرد این بی عرضه ها، موجب شده این افراد بیشتر به فکر املاک و کارخانه های خود باشند تا مشکلات بازنشستگان.
همچنان فکر می کنیم برای به زیر کشیدن این مافیای خیمه زده بر اموال بازنشستگان علاجش یکشنبه های اعتراضی است.
*بازنشستگان متحد تهرانی
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، امروز ۱۶ فروردین ۱۴۰۵ بازنشستگان گیلانی طبق روال همه هفته در مقابل ادارهکل تامین اجتماعی در رشت گردهم آمدند. خانم ها و آقایانی که از ساعت ۱۰/۵ تجمع کرده بودند در مورد مشکلات بازنشستگان از جمله افزایش حقوق حقیرانه و مشکلات درمانی به ویژه باز نشدن سایت بیمه تکمیلی در این روزها و سرگردانی بیماران، صحبت کردند.
همچنین گفتگویی در مورد تبعات جنگ و سرکوب جنبشهای سندیکایی و مدنی بحث و تبادل نظر کردند. یکی از این تبعات فشار به کوشندگان سندیکایی و بازنشستگی در خصوص اعتراضات و خواسته های به حق خود است.
ما افتخار می کنیم که دوستان گیلانی ما به نمایندگی از همه بازنشستگان بویژه شهرهای مقاوم و معترض مانند تهران، هفت تپه، کرمانشاه، اهواز، قزوین در مقابل دست اندازی های مافیای خیمه زده و دزد بر اندوخته های بازنشستگان در تامین اجتماعی، شستا، کانون عالی و کانون های بازنشستگی شهرستان ها همچنان در کف خیابان از دستاوردهای بازنشستگان و زحمتکشان ایران دفاع می کنند.
*همه کارگران سندیکایی ایران و جهان معتقدند که جنگ افروزان هم نانشان و هم جانشان را می خواهند.
پر توان و پرخروش علیه سیاست های خانمانسوز امپریالیسم و صهیونیسم و مافیای داخلی.
بازنشستگان متحد تهرانی *
به گزارش خبرگزاری ها ۴ شرکت پتروشیمی فجر ۱ و ۲ ، امیرکبیر، رجال در منطقه ویژه ماهشهر مورد حمله دشمن آمریکایی اسراییلی قرار گرفته و به دلیل وخامت اوضاع کلیه نیروهای کارگری از منطقه تخلیه شدند. در این حمله تعدادی از کارگران جانباخته و تعداد زیادی مجروح شده اند. این در حالیست که امسال دستمزد این کارگران فقط ۶۰ درصد اضافه شده است که با خط فقر ۴ برابر فاصله دارد.
این همان کارگرانی هستند که از ظلم شرکت های پیمانکاری در عذاب بوده و بارها و بارها در این خصوص اعتراض کردند و دلیل این اعتراض عمده دستمزدی بوده که از کارکردشان نه به جیب خود و نه به خزانه دولت بلکه به جیب دلالان شرکت های پیمانکارانی می رود که در دبی و ترکیه سرمایه گذاری شده است.
این کارگران نه تنها می دانند میهن چیست بلکه می دانند چه هنگام باید به کمکش شتافت و با خون شان نگذارند تولید متوقف شود. اما وزارت کار، شرکت نفت، مجلس از لایحه حذف شرکت های پیمانکاری ۵ سال است طفره رفتند و اجازه دادند مافیای پیمانکاری ثروت ملی تولید شده را نه به جیب کارگران و نه به خزانه دولت بلکه به خارج از مرزها ببرند.
این اطلاعاتی نیست که تنها سندیکای کارگران فلزکارمکانیک می داند بلکه همه کارگران نفت و گاز از این دزدی آشکار باخبرند.
چه زمانی باید مافیای بی وطن و دزد را از میهن بیرون انداخت و عرصه نفت و گاز را از وجود چنین شرکت هایی پاک نمود؟؟
چرا نمایندگان مجلسی که هر روز هزاران تعارف تکه پاره می کنند و به همت همین دلیر زنان و مردان درود می فرستند، لایحه «حذف شرکت های پیمانکاری» را بعد از ۵ سال اجرایی نمی کند تا خسته نباشید واقعی گفته باشند؟؟
به این کارگران جانباخته و مجروح و خانواده هایشان چه تعلق خواهد گرفت؟؟ دریغ از یک تسلیت از سوی کارفرما، همچنان که در مرگ ۵۷ معدنچی گلستانی شاهد بودیم.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک همچنان در کنار کارگران برای دست یافتن به دستمزدهایی انسانی و روبیدن مافیا از همه عرصه های مختلف پایدار مانده و خواهد ماند.
*روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
وقتی به یک کارخانه بزرگ حمله می شود، تنها آهن و بتن فرو نمیریزد، خاموش شدن کورهها در واقع کم سو شدن زندگی هزاران خانواده فرودست است. جایی که دیروز شعلهی کورهها آسمان شب را سرخ میکرد، امروز سکوتی سنگین نشسته است؛ سکوتی که نه از خاموشی ماشینها، بلکه از بازایستادن دستهایی میآید که فولاد را نرم میکردند، که سالها چرخ تولید را گردانده بودند.
در حملات اخیر، سه شبکه مهم صنعت فولاد ایران هدف قرار گرفت. نخست مجتمع فولاد مبارکه اصفهان؛ بزرگترین تولیدکننده فولاد کشور و یکی از بزرگترین واحدهای صنعتی خاورمیانه. جایی که سالانه بیش از ده میلیون تن فولاد تولید میشود و ستون اصلی تأمین ورقهای فولادی برای صنایع گوناگون است. در کارخانهای که هر دقیقه آن ارزش تولیدی عظیمی دارد، چنین ضربهای به معنای کند شدن نبض زندگی کارگران است.
دومین نقطه، شرکت فولاد خوزستان بود؛ مجموعهای که یکی از اصلیترین مراکز تولید شمش و مواد اولیه فولادی محسوب میشود. بخشهایی مورد اصابت قرار گرفتند. نتیجه، توقف کامل خطوط تولید بود؛ یعنی در خاموشی فرو رفت. همزمان کارخانه فولاد سفیددشت در چهارمحال و بختیاری نیز که بخشی از زنجیره تولید فولاد کشور و وابسته به گروه مبارکه است، دچار آسیب شد و روند تولید آن با اختلال جدی روبهرو گردید.
اگر این کارخانهها را مانند گرههای اصلی یک شبکه تصور کنیم، ضربه به آنها شبیه بریدن چند رگ حیاتی در بدن اقتصاد صنعتی است. فولاد مبارکه به تنهایی نزدیک به یکسوم تولید فولاد کشور را تأمین میکند و فولاد خوزستان یکی از پایههای اصلی تأمین شمش برای صنایع پاییندستی است. وقتی این مراکز آسیب میبینند، اثر آن تنها در دیوارهای کارخانه نمیماند؛ موج آن در سراسر اقتصاد پخش میشود.
نخستین کسانی که این موج را با تمام وجود حس میکنند، همان کسانی هستند که هر روز در کنار کورهها کار میکردند. در دو مجتمع اصلی، حدود هفده هزار کارگر به طور مستقیم با توقف یا کاهش شدید فعالیت روبهرو شدهاند. برای بسیاری از آنان کارخانه فقط محل کار نیست؛ محور زندگی است. اجاره خانه، هزینه مدرسه فرزندان، درمان، اقساط، همه چیز به همان حقوق ماهانه وابسته است. وقتی خط تولید میایستد، زمان برای آنها طور دیگری میگذرد: هر روز تعطیلی یعنی نگرانی فزاینده.
در آن سوی این ماجرا، صاحبان سرمایه و مدیران بزرگ کارخانهها ایستادهاند. آنها نیز زیان میبینند، اما ابزارهای جبران دارند: ذخایر مالی، بیمهها، قراردادهای بزرگ، امکان جابهجایی سرمایه. اما برای کارگری که تنها سرمایهاش نیروی کار اوست، توقف تولید چیزی جز تعلیق زندگی نیست. همین جاست که شکاف میان دو جهان آشکار میشود: جهانی که مالک ابزار تولید است و جهانی که با نیروی کار خود آن را به حرکت درمیآورد. اما ماجرا به این ۱۷ هزار نفر ختم نمیشود. فولاد مادهای است که صدها صنعت دیگر بر آن بنا شدهاند. از پروژههای ساختمانی و پلسازی گرفته تا کارخانههای خودرو، کارگاههای تولید لوله و سازههای فلزی. در مجموع گفته میشود که زندگی میلیونها نفر به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به این زنجیره وابسته است. وقتی تولید فولاد کند میشود، پروژههای ساختمانی متوقف میشوند، کارگاههای کوچک مواد اولیه پیدا نمیکنند و کارگران بسیاری از واحدهای کوچک از کار بیکار میشوند.
در چنین لحظاتی تضادی که در روزهای عادی پنهان است، آشکارتر میشود. کارخانه برای مالک آن یک دارایی بزرگ است؛ اما برای کارگری که در گرمای کورهها کار میکند، کارخانه چیزی بسیار شخصیتر است: جایی که زندگیاش به آن گره خورده. خاموش شدن کورهها برای یکی به معنای کاهش سود است و برای دیگری به معنای نگرانی از نان فردا. هرگاه ضربهای به مراکز بزرگ تولید وارد میشود، این تضادها با وضوح بیشتری دیده میشوند. زیرا در چنین لحظاتی روشن میشود چه کسانی بیشترین بار بحران را بر دوش میکشند. ماشینها قابل تعمیرند، ساختمانها دوباره ساخته میشوند، اما ماههایی که خانوادههای کارگری در انتظار بازگشت کار میگذرانند، به سادگی جبران نمیشود.
با این همه، کارگرانی که سالها در کنار کورهها کار کردهاند میدانند که کارخانه بدون دستهای آنها دوباره جان نمیگیرد. کسانی که بیشترین رنج خاموشی را تحمل کردهاند، دوباره کورهها روشن میکنند.
هر صنعتی هر قدر عظیم و پیچیده در نهایت بر شانههای کارگران ایستاده است که آن را زنده نگه میدارند.
در این هنگام، دولت در رسانهها در ستایش پایداری و مقاومت شعرسرایی میکند، اما دریغ از کمترین قوانین حمایتی برای کارگران. اعلام میکنند که بازسازی در جریان است و تولید ادامه مییابد، اما این ادعا با واقعیت زندگی کارگران در تعارض است. وقتی وعده بازگشت به کار ماهها طول میکشد، عملن گذران معاش با وعده بازسازی ممکن نیست. وقتی هزاران کارگر به راحتی با قراردادهای موقت ـ چه در صنعت فولاد و چه در صنایع پایین دستی آن، و همچنین در دیگر صنایع و مراکز آسیبدیده ـ از کار بیکار میشوند، احتمالن با صفوف طولانی متقاضیان بیمه بیکاری روبهرو خواهیم شد؛ کسانی که ماهها برای دریافت حداقل دریافتی انتظار خواهند کشید. آن حداقل دریافتی نیز با حماقتی (شما بخوان جانبداری تمام عیار دولت از صاحبان سرمایه) مانند حذف ارز ترجیحی، کفاف حتی پنج روز زندگی را هم نخواهد داد. پس از سالها خصوصیسازی و بازستاندن قوانین حمایتی از کارگران، در چنین برهههایی همهچیز عیان میشود.
در همین حال، جنگطلبان فاسدالعقل و پهلوی و دار و دستهاش، با شرارت هرچه تمامتر، درهایی تازه و محیرالعقول از کثافت و تعفن میگشایند. در کنار رقص و هلهلهای که برای کشتار ایرانیان برپا کردهاند، سوگ سربازان آمریکایی را میگیرند و «منتظرالسلطنه» با بلاهت همیشگیاش میگوید: «خداوند حافظ آمریکا باشد»، درحالی که این سو در ایران، تکه تکه از زیرساختهایمان به خرابه تبدیل میشود و ترامپ از عصر حجری کردن ایران دم میزند.
*یاد شاعر مردمی سیاووش کسرایی ماندگار که چنین می گوید :
«نفرین بر این دروغ، دروغ هراسناک…
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بیگمان سر میزند به جایی
و خورشید میشود.»
*تحریریه نشریه کارگری پیام سندیکا *
این روزا بچههای صنعت برق شب و روز زحمت میکشن که چراغ خونههامون روشن بمونه، خدا قوت یادتون نره..
اونها تو این یک ماه خیلی به زحمت افتادن.
خونواده و بخصوص فرزندان شون نگرانند که باباشون زیر بار حملات،خدای نکرده آسیب نبینه.
کاری که بچه های برق الان انجام میدن،برای همه خیلی با ارزش و مهمه.
به خاطر آسایش و آرامش ما از جونشون مایه میگذارند.
راستی صرفه جویی یادتون نره، جدی بگیرید؛ اگه برق نباشه زندگی خیلی سخت میشه.
همه مون میتونیم کمکشون کنیم.
ما با بودن اونها خیالمون راحته.
مثل همیشه کنار هم میمونیم و ایران رو روشن نگه میداریم.
به امید روزهای خوش
*روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران
*
به گزارش خبرنگار پیام سندیکا، کوشندگان بازنشستگی گیلانی امروز ۹ فروردین ۱۴۰۵ از ساعت ۱۰ و نیم صبح اولین یکشنبه اعتراضی را در مقابل اداره کل تامین اجتماعی در شهر رشت برگزار کردند تا نشان دهند که همچنان در مورد حق و حقوق خود در هیچ شرایطی کوتاه نخواهند آمد. اگر در شهرهای دیگر بازنشستگان به دلایل فضای جنگی و مخاطرات جانی به میدان نمی آیند، این خواهران و برادران به عنوان نماینده همه بازنشستگان ایران نه تنها به افزایش ۶۰ درصدی حقوق ها معترضند بلکه خواهان افزایش قدرت خرید زحمتکشان با رویکردهای اقتصادی مردمی هستند.
با توجه به نرخ تورم اعلامی توسط مرکز آمار در اسفند ماه نرخ تورم به ۷۱/۸ درصد رسیده بود و تورم خوراکی ها هم به ۱۱۲/۷ درصد بود. با این حال فقط حقوق ها ۶۰ درصد افزایش یافت که متعلق به تورم سال گذشته است و تورم امسال به هیچ وجه در نظر گرفته نشده است.
این بی تردید اعتراض کارگران و بازنشستگان را در پی خواهد داشت و اعتراضات هفتگی یکشنبه های اعتراضی را ادامه دار تر خواهد کرد.
*بازنشستگان متحد تهرانی
۹ فروردین ۱۴۰۵*
با تصویب ۶۰ درصدی حداقل حقوق برای کارگران شاغل، انتظار می رفت کانون عالی بازنشستگان تامین اجتماعی به ریاست محمد اسدی و روسای دیگر کانون ها در خصوص افزایش حقوق و سایر مزایای بازنشستگان تامین اجتماعی اطلاع رسانی کنند که متاسفانه سکوت مرگ گرفته و در پستوی خانه خود لم داده اند.
بازنشستگان تامین اجتماعی خواهان روشن شدن وضعیت حقوق، حق عائله مندی، حق مسکن و بیشتر از همه مبلغ همسان سازی برای سال جاری هستند.
با توجه به رها سازی قیمت ها و افزایش ۳۰۰ درصدی اقلام خوراکی، سخت بتوان زندگی حداقل ۲ نفره ای را سامان داد.
ما هر روزه مافیای غارتگر را در قفسههای داروخانهها، فروشگاهها، اجاره خانه، گوشت فروشی ها می بینم که چگونه اندوخته های ما را با گران کردن های هر روزه می ربایند.
برای اعتراض به این ستون پنجم دشمن که جنگ را سالهاست به سفره های ما کشانده باید به یکشنبههای اعتراضی پیوست و صدای حق خواهی خود را به گوش ناشنوای مسوولین رساند.
برای قطع دست این مافیای دزد خانگی که بطور آشکار و نهان برای ربودن ثروت ملی و اندوخته های ما و گرفتن جان مان در تلاش است، متحد شویم و به بازنشستگان کف خیابان پیوسته یکشنبه های اعتراضی را پرشورتر به پیش ببریم.
*اتحاد اتحاد علیه فقر و فساد
بازنشستگان متحد تهرانی
۸ فروردین ۱۴۰۵
هم میهنان ، ملت آزاده ایران ؛
در بامداد 9 اسپند ماه 1404 در یک یورش ضد انسانی از سوی امریکا و اسرائیل کشور عزیزمان مورد تازش همه جانبه ای قرار گرفت که فارغ از هر گونه نگرشی نسبت به حاکمیت مستقر که مواضع جبهه ملی ایران به عنوان دیرپا ترین سازمان آزادی خواهی بدان روشن و شفاف است،باید گفت که ما پیروان پیشوا دکتر محمد مصدق که یکی از ارکان و اصول مبارزاتی او،ایستادگی علیه دست درازی های اجنبی بود نمیتوانیم نسبت به آنچه که بر میهن عزیزمان تحمیل شده بی تفاوت باشیم،بویژه آنکه در ابتدای این جنگ آن هم در میانه ی مذاکرات رسمی برای دومین بار،صدها تن از هم میهنان عزیزمان تا کنون جان باخته اند.
چگونه می توان کشتار بی رحمانه بیش از 160 تن دانش آموز بیگناه را در همان ساعات ابتدای این جنگ به دست امریکا و اسرائیل دید و سکوت کرد؟
چگونه باید تخریب و بمب باران منازل مسکونی، بیمارستان ها، ابنیه های تاریخی و فرهنگی، مدارس و مراکز آموزشی و ورزشی و زیرساخت های انرژی و حیاتی کشور را دید و دم بر نیاورد؟
اینجا ایران است،خانه ی پدری ما ایرانیان که در طی هزاران سال برای مانا بودن آن از جان گذشتند و وجب به وجب این خاک رد خون فرزندان خود را به یادگار گذاشتند .
جبهه ملی ایران به پیروی از آموزه های مصدق بزرگ و رسالت تاریخی خود که همانا مبارزه برای استقلال و آزادی است،ضمن تاکید و نقد بی لکنت نسبت به شیوه حکمرانی حاکمان طی چهار دهه در سرکوب منتقدان و زیر پا گذاشتن اصول و حقوق بنیادین شهروندی و دستگیری و زندانی کردن مخالفان و نقض قانون اساسی و اجازه نهاد سازی ندادن ؛ بامحکومیت شدید این تجاوز و اعلام همدردی با خانواده های جانباختگان این جنگ به ویژه مادران و پدران دانش آموزان دبستان میناب،اعلام می کند که همبستگی ملی و باور به ارزش های میهنی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و استفاده از توان تمامی ایرانیان میهن دوست ؛ می تواند یگانه راه برون رفت میهن عزیزمان از این شرایط تاریخی باشد.
ما در جبهه ملی ایران باور و ایمان داریم که از گلوله و لوله ی تفنگ هیچ سرباز بیگانه ای برای ما ایرانیان دموکراسی و آزادی به ارمغان نخواهد آمد و یک ایرانی شرافتمند با هیچ توجیهی نمیتواند خواستار حمله بیگانان به کشورش باشد. با امید به این که جوامع بین المللی نسبت به باز داشتن آمریکا و اسراییل در حمله به کشورمان اقدامات لازم را همراه با محکوم نمودن آغاز کنندگان جنگ را در دستور کار خود قرار دهند.
به دولت های شرق و غرب هشدار می دهیم که ادامه این جنگ نابرابر می تواند پیامدهای انسانی جبران ناپذیری را به ملت ایران و برخی از ملل غرب آسیا تحمیل کرده و منطقه را نیز درگیر هرج ومرج, ویرانی وکشتار و فرار سرمایه انسانی و مالی نماید .
پاینده ایران
جبهه ملی ایران
6 فروردین 1405
ما بازنشستگان مطالبه گر «یکشنبه های اعتراضی» که سالهاست در کف خیابان به دست اندازی های مافیای خانگی به ثروت ملی معترضیم، از بیانیه «جبهه ملی ایران» حمایت کرده اتحاد را رمز پیروزی بر دشمن خارجی و آیادی داخلیش می دانیم.
*بازنشستگان متحد تهرانی
بازنشستگان مطالبه گر کف خیابان گیلان
بازنشستگان مستقل قزوین
بازنشستگان مستقل رامهرمز
۷ فروردین ۱۴۰۵*